![]() |
![]() |
|
| F A N D O G H K O O C H O O L O O |
|
سلام ......آخرین مطلب این بلاگ برای یکی از بهترین دوستام می نویسم که خیلی خیلی
دوسش دارم........
فرانک جان همیشه به یادت هستم......
وقتي سر کلاس درس نشسته بودم تمام حواسم متوجه دختري بود که کنار دستم نشسته بود و اون منو "داداشي" صدا مي کرد .
اما اون توجهي به اين مساله نميکرد .
گفت :"متشکرم "و گونه من رو بوسيد . . نمیتونم..... علتش رو نميدونم . که برم پيشش. نميخواست تنها باشه. من هم اينکار رو کردم. وقتي کنارش رو کاناپه نشسته بودم. تمام فکرم متوجه اون چشمهاي معصومش بود. آرزو ميکردم که عشقش متعلق به من باشه. بعد از 2 ساعت ديدن فيلم و خوردن 3 بسته چيپس ، خواست بره که بخوابه ، به من نگا ه کرد و گفت : "متشکرم " و گونه من رو بوسيد . نمیتونم..... علتش رو نميدونم . بياد" . مراسمي پارتنر نداشتيم با هم ديگه باشيم ، درست مثل يه "خواهر و برادر" . ما هم با هم به جشن رفتيم. جشن به پايان رسيد . من پشت سر اون ، کنار در خروجي ، ايستاده بودم ، تمام هوش و حواسم به اون لبخند زيبا و اون چشمان همچون کريستالش بود. آرزو مي کردم که عشقش متعلق به من باشه ، اما اون مثل من فکر نمي کرد و من اين رو ميدونستم ، به من گفت :"متشکرم ، شب خيلي خوبي داشتيم " ، و گونه منو بوسيد . نمیتونم..... علتش رو نميدونم . التحصيلي فرا رسيد ، من به اون نگاه مي کردم که درست مثل فرشته ها روي صحنه رفته بود تا مدرکش رو بگيره. ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون به من توجهي نمي کرد ، و من اينو ميدونستم ، قبل از اينکه کسي خونه بره به سمت من اومد ، با همون لباس و کلاه فارغ التحصيلي ، با گريه منو در آغوش گرفت و سرش رو روي شونه من گذاشت و آروم گفت تو بهترين داداشي دنيا هستي ، متشکرم و گونه منو بوسيد . نمیتونم..... علتش رو نميدونم . ديدم که "بله" رو گفت و وارد زندگي جديدي شد. با مرد ديگه اي ازدواج کرد. من ميخواستم که عشقش متعلق به من باشه. اما اون اينطوري فکر نمي کرد و من اينو ميدونستم ، اما قبل از اينکه از کليسا بره رو به من کرد و گفت " تو اومدي ؟ متشکرم" نمیتونم..... علتش رو نميدونم . ميدونست توي اون خوابيده ، فقط دوستان دوران تحصيلش دور تابوت هستند ، يه نفر داره دفتر خاطراتش رو ميخونه ، دختري که در دوران تحصيل اون رو نوشته. اين چيزي هست که اون نوشته بود :
موضوع نداشت و من اينو ميدونستم. من ميخواستم بهش بگم ، ميخواستم که بدونه که نمي خوام فقط براي من يه داداشي باشه. من عاشقش هستم. اما .... نمیتونم... نيمدونم ... هميشه آرزو داشتم که به من بگه دوستم داره.
خودتونو پشت القاب و اسامي مخفي نکنيد ، منتظر طرف مقابل نباشيد، شايد اون از شما خجالتي تر و عاشق تر باشه.............
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:57 توسط رضا |
|
|
یه روز شیوانا یکی از شاگرداش رو دید که غمگین یه گوشه نشسته. پیشش رفت و حالشو پرسید .شاگرده
از بی وفایی یارش صحبت کرد و اینکه دختر مورد علاقش بش جواب منفی داده و پیشنهاد ازدواج یکی دیگه
رو قبول کرده.
شاگرد گفت که سالهای زیادی عشق دختر رو تو قلبش حفظ کرده بوده و با رفتن دختر به خونه ی مرد دیگه
اون الان احساس می کنه باید برای همیشه با عشقش خدافظی کنه.
شیوانا گفت:" اما عشق تو به دختره چه ربطی به اون دارد!؟"
شاگرد با تعجب گفت: " ولی اگه اون نبود این عشق و هیجان هم نبود!؟"
شیوانا با لبخند گفت:" کی گفته؟ تو اهل دل و عشق ورزیدن هستی و به همین دلیله که آتیش عشق، دل تو
رو هدف قرار داده. این ربطی به دخترک نداره. هر کس دیگه هم جای دختر بود، تو این آتیش عشق رو به
سمت او می فرستادی. بذار دخترک بره! این عشق رو به سمت دختر دیگه ای بفرست. مهم اینه که شعله ی
این عشق رو تو دلت خاموش نکنی.
معشوق فرقی نمی کنه کی باشه! دخترک اگر رفت با رفتنش پیغام داده که لیاقت این آتیش ارزشمند رو
نداره . چه بهتر! بذار بره تا صاحب واقعی این شور و هیجان فرصت ظهور پیدا کنه! به همین سادگی
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:45 توسط رضا |
|
|
يادته يه روزي بهم گفتي:
هر وقت خواستي گريه کني برو زيرِ بارون که نکنه نامردي اشک هاتو ببينه و بهت بخنده ... گفتم اگه
بارون نيومد چي؟؟
گفتي اگه چشم هاي قشنگ تو بباره آسمون گريه ش ميگيره ... گفتم يه خواهش دارم ؛ وقتي آسمونِ
چشام خواست بباره تنهام نزار ... گفتي به چَشم ... حالا امروز من دارم گريه ميکنم اما آسمون نمي
باره ... و تو هم اون دور دورا ايستادي و داري بهم مي خندي ...
(سخته يکي بهت بگه ستاره شو ببينمت ..
بعد يه کم که بگذره بگه ديگه نيا ببينمت) |
|
+ نوشته شده در
ساعت 23:19 توسط رضا |
|
|
1-هر دو تا شون فکر می کنند زرنگ ترین آدمای دنیا هستند اما یه مگس رو هم نمی تونن سر کار بزارن!
11-هر دوتا شون عاشق محمد رضا گلزار هستند(با این تفاوت که دخترا چون ممد جون خیلی خوشگله و شبیه خودشونه و بش احساس نزدیکی میکنن دوستش دارن ولی پسرها چون ممد جون خیلی جیگر تشریف داره دوسش دارن!وای مامانم اینا......)
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 22:4 توسط رضا |
|
|
در زمانهای بسیارقدیم وقتی هنوزپای بشر به زمین نرسیده بود،فضیلت ها و تباهی ها در همه جا شناور بودند،انها از بیکاری خسته و کسل شده بودند.روزی همه فضایل دور هم جمع شدند خسته تر و کسل تر از همیشه.ناگهان ذکاوت ایستاد و گفت:بیایید یک بازی بکنیم مثل قایم باشک!همه از این پیشنهاد شاد شدند و دیوانگی فوری فریاد زد من چشم میگذارم،من چشم میگذارم.و از آنجایی که هیچکس نمیخواست به دنبال دیوانگی بگردد همه قبول کردند او چشم بگذارد و به دنبال آنها بگردد. دیوانگی جلوی درختی رفت و چشمهایش را بست و شروع کرد به شمردن:یک..دو...سه...همه رفتند اجایی پنهان شوند. لطافت خود را به شاخ ماه آویزان کرد. خیانت داخل انبوهی از زباله پنهان شد. اصالت در میان ابرها مخفی گشت. هوس به مرکز زمین رفت. دروغ گفت زیر سنگی پنهان میشوم اما به ته دریا رفت. طمع داخل کیسه ای که خودش دوخته بود مخفی شد...ودیوانگی مشغول شمردن بود:هفتاد و نه...هشتاد...همه پنهان شده بودند به جز عشق که همواره مردد بود و نمیتوانست تصمیم بگیرد.جای تعجب هم نیست چون همه میدانند پنهان کردن عشق مشکل است.در همین حال دیوانگی به پایان شمارش میرسید:نود وپنج...نود و شش...وقتی دیوانگی به صد رسید،عشق پرید و در بین یک بوته گل رزپنهان شد.دیوانگی فریاد زد دارم میام،دارم میام!و اولین کسی را که پیدا کرد،تنبلی بود ،جون تنبلی اش آمده بود جایی پنهان شود و لطافت را یافت که به شاخ ماه آویزان بود. دروغ ته دریاجه،هوس در مرکز زمین،یکی یکی همه را پیدا کرد به جز عشق.او از یافتن عشق ناامید شده بود. حسادت در گوشهایش زمزمه کرد،تو فقط باید عشق را پیدا کنیو او پشت بوته گل رز است. دیوانگی شاخه چنگک مانندی را از درخت کند و با شدت و هیجان زیاد آنرا در بوته گل رز فرو کرد و دوباره و دوباره تا با صدای ناله ای متوقف شد. عشق از پشت بوته بیرون آمد،با دستهایش صورتش را پوشانده بود و از میان انگشتانش قطرات خون بیرون میزد.شاخه ها به چشمان عشق فرو رفته بود و او نمیتوانست جایی را ببیند،او کور شده بود. دیوانگی گفت:من چه کردم،من جه کردم!چگونه میتوانم تو را درمان کنم؟عشق پاسخ داد:تو نمیتوانی مرا درمان کنی اما اگر میخواهی کاری بکنی، راهنمای من شو! و اینگونه است که از آن روز به بعد عشق کور است و دیوانگی همواره در کنار اوست.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 1:20 توسط رضا |
|
|
اگه یکی رو دیدی وقتی داری رد میشی بر میگرده نگات میکنه بدون براش مهمی.اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می افتی زمین بر میگرده با عجله میاد به سمتت بدون براش عزیزی. اگه یکی رو دیدی که وقتی داری می خندی بر میگرده نگات میکنه بدون براش قشنگی.اگه یکی رو دیدی وقتی که گریه میکنی میاد باهات اشک میریزه بدون دوست داره و در آخر اگه یکی رو دیدی که وقتی تو با یکی دیگه داری حرف میزنی ترکت میکنه بدون عاشقته. بهترین دوست اون دوستی است که بتونی باهاش روی یک سکو ساکت بشینی و چیزی نگی و وقتی ازش دور میشی حس کنی بهترین گفتگوی عمرت رو داشتی. از کسی که دوستش داری ساده دست نکن شاید هیچ کس رو مثل اون دوست نداشته باشی. و از یکی که دوستت داره بی تفاوت عبور نکن چون شاید هیچ وقت هیچکس تو رو مثل اون دوست نداشته باشه. وقتی که دلم برات تنگ میشه میرم پشت ابرها زارزار گریه میکنم پس یادت باشه هروقت بارون دیدی بدون که دلم برات تنگ شده. وقتی به دنیا اومدی بارون میومد ولی اون روز نه هوا ابری بود و نه بارونی . اون چیزی که از آسمون می بارید اشک فرشته ها بود چون که یکی از اونا از پیششون رفته بود.
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 3:49 توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:59 توسط رضا |
|
|
از دريا پرسيدن عشق چيست، گفت:خشكيدن......
از گل پرسيدن عشق چيست، گفت:پرپر شدن.......
از زمين پرسيدن عشق چيست، گفت: لرزيدن.........
از آسمون پرسیدن عشق چيست، گفت: باريدن..........
از انسان پرسيدن عشق چيست،ناگهان ندايي از درونش گفت:جدايي
اگر آدمي زندگي را دوست داشت در آغاز تولد نمي گريست
به گل گفتم عشق چیست؟گفت از من زیباتر پروانه است |
|
+ نوشته شده در
ساعت 12:55 توسط رضا |
|
|
حضور تو همیشه سبز و زیباست دلم بی تو د ر این دنیا چه تنهاست
تمام آسمان را شعر پر کرد توبرمی گردی امشب باز پیداست
![]() |
|
+ نوشته شده در
ساعت 17:29 توسط رضا |
|
|
سلام چطورین ؟ راستی قبل از هر چیز سال نو رو به همتون تبریک میگم میدونم که خیلی دیره ولی شما به بزرگی خودتون ببخشید آخه ما تو عید نبودیم که سال نو رو به شما دوست های خوبم تبریک بگم . دیشب داشتم با مامان فندق حرف میزدم ... مثل اینکه فندق دیگه داره به دنیا میاد . آخه مامانش میگفت پدر سوخته چند وقته خیلی لگد میندازه .... آخی فکر کن فندق بابا.. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 4:7 توسط رضا |
|
|
..................عشقمی.........................عشقمی.........................عشقمی................ ......عشقمی...... .............عشقمی.........................عشقمی.......... .............عشقمی.........................عشقمی.........................عشقمی............ .............عشقمی.........................عشقمی........................عشقمی.................عشقمی
.....دوست دارم..........دوست دارم..........دوست دارم........دوست دارم..........دوست دارم...... .دوست دارم.........دوست دارم.........دوست دارم..........دوست دارم..........دوست دارم......... .دوست دارم..........دوست دارم.............دوست دارم.........دوست دارم........دوست دارم.......... دوست دارم..........دوست دارم..........دوست دارم.....اندازه ی ستاره هاااااااااااااااااا
فروغ خانوم |
||
|
+ نوشته شده در
ساعت 3:47 توسط رضا |
|
|
هوا بوی نم گرفته دو باره دلم گرفته صدای گریه بارون تو خیابون دم گرفته
با نگاهت قلبم ازم گرفتی..... اینم بمونه با غرورت منو دست کم گرفتی... اینم بمونه گفتی که قلبتو پس میدم دیوونه.... اینم بمونه گفتم این قلب تو پیشت بمونه .... اینم بمونه خواستم عاشقت کنم گفتی محاله ..... اینم بمونه گفتی که تو هم دلت چه خوش خیاله..... اینم بمونه
من میگفتم شب عشق با این سیاهی نداره ترسی برام وقتی تو ماهی... تو می گفتی اره من ماهم... ولی تو اومدی اسمونت رو اشتباهی..............
اینم بمونه............. |
|
+ نوشته شده در
ساعت 3:34 توسط رضا |
|
|
تقدیم به گلم
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 3:9 توسط رضا |
|
|
پنج نوع کردن داريم: 1 فکر کردن 2 بازي کردن 3 پرتاب کردن 4 شوخي کردن 5 بسوزه دماغ اونايي که فکر بد کردن . وقتي دلم برات تنگ ميشه،ميرم پشت ابرا زارزارگريه ميکنم.پس يادت باشه هروقت بارونوديدي بدون که دلم برات تنگ شده . عشق :: ايستادن زير باران و خيس شدن با هم نيست. ::..:: عشق آن است كه يكي چتر شود و ديگري هرگز نفهمد كه چرا خيس نشد . هميشه به ما ياد دادن : يکسال = 12 ماه. 1 ماه = 4 هفته. 1 هفته = 7روز . 1روز = 24 ساعت . يک ساعت= 60 دقيقه است ... ولي کسي بهم نگفت که يک دقيقه بي تو = 10000000000000000000 هميشه غمگين ترين ورنج آورترين لحظات زندگي آدم توسط همون کسي ساخته ميشه که شيرين ترين و به ياد موندني ترين لحظات روبراي آدم ساختن اين يادد باشه . نه!نرو!صبر کن قرارمان اين نبود بايد سکه بيندازيم اگر شير آمد:ترديد نکن که دوستت دارم اگر خط آمد:مطمئن باش دوستدارت هستم .....صبر کن سکه بيندازيم اگر دوستت نداشتم.....آن وقت برو . ميخوام قطره اشکت باشم که از چشمات قدم به دنيا بذارم و روي گونههات زندگي کنم و روي لبانت بميرم. نميدوني اون وقتا که من با توهستم چه احساسي دارم مثل پرندهاي ميشم که توي آسمون آبي رهاش کردن. وقتي که با توهستم مثل موجهاي آبي دريا ميشم که آروم ميان و به ساحل دريا ميخورن و برميگردن و زير تابش خورشيد برق ميزنن؟ ساله . چشمات وقتي زيباست كه مال اشك باشه. اشك وقتي زيباست كه مال عشق باشه. عشق وقتي زيباست كه مال تو باشه. تو وقتي زيبايي كه دستت تو دماغت باشه .
شبی پرسیدمش با بی قراری به غیر از من کسی را دوست داری ز چشمانش از شرم اشک شد جاری میان گریه هایش گفت اری . خيلي سخته وقتي که بفهمي کسي که دوستش داشتي و براش مي مردي ...صبح تا شب به يادش بودي ...با گريه هاش گريه مي کردي ..با خنده هاش مي خنديدي ...فقط اداي ادماي عاشق رو برات در مي اورده ...خيلي سخته که بفهمي کس ديگري رو دوست داشته..واسه يکي ديگه مي مرده...دوستت دارم هاي واقعيش مال يکي ديگه بوده..خيلي سخته که بفهمي بازيچه بودي..........همين!!!
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 3:0 توسط رضا |
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 21:4 توسط رضا |
|
|
سلام ببخشید که یه مدتی آپ نکردم.....امروزم که دارم دوباره مینویسم برای اینه که امروز بهترین روز
زندگی منه آخه امروز تولد تنها عشقمه ...... ولی خدا کنه که از دسته من ناراحت نباشه آخه دیشب یه
کوچولو با هم دعوا کردیم ...... آخی فکرشو بکن ۱۷ سال پیش یه همچین روزی خدا بهترین مخلوق شو
خلق کرده و حالا اون فرشته ی کوچولو ماله منه.....
عزیزم تولدت مبارک...... فروغ جان خیلی دوست دارم
دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....
دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....
دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم..... دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم..... دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم.....دوست دارم..... |
|
+ نوشته شده در
ساعت 13:54 توسط رضا |
|
|
فروغ جانم فرشته مهربون و سخت کوش من بزار الان چشمهامو ببندم و از ته دل بگم تو این لحظه دلم
حتی برای عطر وجودت تنگ شده دلم برای اون شیطنتهای کودکانه ات تنگ شده دلم برای صدای مهربونت
تنگ شده دلم برای اون چشمای قشنگت تنگ شده دلم برای نگاهای عمیقت تنگ شده فروغ مهربونم بهترین
مخلوق خدا سرنوشت من این طور رقم خورد که تا آخر عمرم خالصانه و با تمام وجود اسیر تو باشم اسیر همه
خصلتهای خوب تو باشم من محتاج تو هستم بدون تو ادامه زندگی برام غیر ممکن میشه از خدا میخواهم
سالها سالم و تندرست باشی و من کنارت بمونم هیچوقت مثل تو ندیدم و مثل تو در دنیا وجود نخواهد داشت
یک آرزو میکنم من از خدا تنها یک چیز میخواهم که سهمممممممم من تو این دنیا فقط تو باشی
بخدا هیچ آرزویی بغیر از این ندارم عزیزه دلم منو از تماشای چشمات محروم نکن
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 4:7 توسط رضا |
|
|
طلب عشق
عشق آن نیست که یک دل به صد یار دهی
عشق آن است که صد دل به یک یار دهی |
|
+ نوشته شده در
ساعت 4:3 توسط رضا |
|
|
ميمرم برات نميدونستی ميميرم بی تو بدون چشات رفتی از برم تو نميدونستی که دلم بسته به ساز صدات آرزومه که نميدونستی که من ميميرم برات ((ميميرم برات)) سفرت بخير اگه ميری از اينجا تک و تنها تا يه شهر دور برو که رفتن بدون ما ميرسه به يه دنيا نور ((به يه دنيا نور)) سفرت بخير برو گر شکستی ز من ميتونی دوباره بساز از دلی شکسته نااميد و خسته تو باز غرور ((تو بازم غرور)) نميخوام بيای نميخوام ميون تاريکی من تو حروم بشی نميخوام ازت نميخوام مثل يه شمع بسوزی برام تا تموم بشی برو تا بزرگی ميخوام که فقط آرزوم بش |
|
+ نوشته شده در
ساعت 3:47 توسط رضا |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
ساعت 3:0 توسط رضا |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
زير باران بايد رفت
تا معني كهن عشق را چشيد زير باران امروز را بي تو رفتم تا بدون چتر باشم تا ببينم كه قطره هاي باران چگونه از اوج بر كف دل مي افتند و دل عاشق مي سوزد آري امروز كه سر تا پاي سوز شده ام امروز كه به تو نياز دارم تنهايم! |
| نوشته های پیشین |
|
آذر 1385 تیر 1385 خرداد 1385 اردیبهشت 1385 فروردین 1385 بهمن 1384 دی 1384 |
| آرشیو موضوعی |
|
جک .... 18+ [1] عشقولانه [1] آموزش و دانلود برنامه [1] جک .... 18+ [2] عشقولانه [2] عشقولانه [3] |
| پیوندها |
|
ماندگار |
|
RSS
|
قفل شدن راست کلیک کد جلوگیری از کپی کردن متنها کد جلوگیری از کپی کردن متنها جمله متحرک در نوار پايين